تبليغاتX
آبان



نویسنده : فروز ; ساعت 15:14 روز سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388

کنسرت بزرگ گروه شنبه زاده (موسیقی بوشهر و جاز) در


تاریخ ۴ دسامبر در کشور آلمان شهر هانوفر برگزار


میگردد.در این اجرا ۴ هنرمند بزرگ و مطرح موسیقی جاز


گروه شنبه زاده را همراهی میکنند. محل اجرا موزیک سنتروم


ساعت

۲۰

ماتئو دوناریه نوازنده ساکسوفون و کلارینت, امانوئل کوجیا


نوازنده گیتار


هیوبر دوپنت نوازنده گیتار باس , جو کوئیتزگه نوازنده


درامز,حبیب مفتاح بوشهری نوازنده دمام و تمپو ,سردار محمد


جانی نوازنده عود ,نقیب شنبه زاده نوازنده ضرب و تمپو ,سعید


شنبه زاده،رقص و نوازنده نی انبان و نی جفتی






نویسنده : فروز ; ساعت 12:41 روز دوشنبه ششم مهر 1388



when i born, i black;

when i grow up, i black;

when i go in sun,i black;

when i scared, i black;

when i sick, i black;

and when i die,

i still black;

and you white fellows;

when you born, you pink;

when you grow up, you white;

when you go in sun, you red;

when ...you cold, you blue;

when you scard, you yellow;

when you sick, you green;

when you die, you grey;

and you call me

"COLOURED"





نویسنده : فروز ; ساعت 11:24 روز دوشنبه ششم مهر 1388

من را به غير عشق به نامي صدا نکن / غم را دوباره وارد


اين ماجرا


نکن


بيهوده پشت پا به غزلهاي من نزن / با خاطرات خوب من


اينگونه تا


نکن


موهات را ببند دلم را تکان نده / در من دوباره فتنه و


بلوا به پا نکن



من در کنار توست اگر چشم وا کني/ خود را اسير پيچ و خم


جاده ها


نکن


بگذار شهر سرخوش زيبائي ات شود / تنها به وصف آينه ها


اکتفا نکن


امشب براي ماندنمان استخاره کن / اما به آيه هاي بدش


اعتنا نکن

--------------------





نویسنده : فروز ; ساعت 13:38 روز یکشنبه پنجم مهر 1388


پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی


پسر(دانشجوی رشته مهندسی صنایع):


 نه!


 من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم



پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بیل گیتس» است


پسر: آهان اگر اینطوریه، قبول است


پدر به نزد... بیل گیتس می رود و می گوید


پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم


بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که


 ازدواج کند



پدر: اما این مرد جوان، قائم مقام «مدیرعامل بانک جهانی»

است


بیل گیتس: اوه، که اینطور!


 در این صورت قبول است



بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود



پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم


مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم



پدر: اما این مرد جوان داماد «بیل گیتس» است



مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد



و معامله به این ترتیب انجام می شود



نتیجه اخلاقی ۱: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم


می توانید


 چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی را برگزینید.


نتیجه اخلاقی ۲: می شود با فکر، از هیچ، همه چیز ساخت!





نویسنده : فروز ; ساعت 21:7 روز چهارشنبه هجدهم شهریور 1388

برای رسیدن به اهداف خود


 آنها را جایی یادداشت و هر روز صبح به آنها نگاهی بیندازید


و روز خود را با تکیه بر آن اهداف سپری کنید






نویسنده : فروز ; ساعت 10:17 روز شنبه هفتم شهریور 1388


عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

همان يك لحظه اول

 

كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

 

جهان را با همه زيبايي و زشتي

 

بروي يكدگر ويرانه ميكردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم

 

نخستين نعره مستانه را خاموش آندم

 

بر لب پيمانه ميكردم

 

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

كه ميديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

 

زمين و آسمان را

 

واژگون ، مستانه ميكردم

 

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

نه طاعت ميپذيرفتم

 

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها تيز كرده

 

پاره پاره در كف زاهد نمايان

 

سبحده صد دانه ميكردم

 

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

براي خاطر تنها يكي مجنون  صحرا گرد بي سامان

 

هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو

 

آواره و ديوانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

 

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

 

پروانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

به عرش كبريايي ، با همه صبر خدايي

 

تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد

 

گردش اين چرخ را

 

وارونه بي صبرانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

كه ميديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش

 

بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكري

 

در اين دنياي پر افسانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين


مخلوق


را


دارد

 

وگرنه من به جاي او چو بودم

 

يكنفس كي عادلانه سازشي

 

با جاهل و فرزانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !     عجب صبري خدا دارد !

 





نویسنده : فروز ; ساعت 17:45 روز دوشنبه دوم شهریور 1388



برخی از باورهای شخصی و فرهنگی ما ، میتوانند 


ما


را


عقب نگه دارند!!!






نویسنده : فروز ; ساعت 9:12 روز پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388

اگه میدونستم آدمها اینقدر بی رحم میشن شاید آدم نمیشدم!!

حالا که فکر میکنم میبینم کاش میشد خودمون تصمصم بگیریم که چی به دنیا بیایم!!

یا اصلا به دنیا نیایم!!!

سخته ولی شدنیه!!

برای بچه هامون اقلا !!

بهشون رحم کنیم و به دنیا نیاریمشون!!!

این تنها کیریه که شاید تو این دنیای بی رحم با آدمهای بی رحم تر از

دستمون بر میاد!!





نویسنده : فروز ; ساعت 8:17 روز پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388



هر باوری که در خود ایجاد می کنید همان است که برای شما حقیقت دارد






نویسنده : فروز ; ساعت 9:24 روز یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388

 
 
اکثر افراد بیشتر به جای اینکه ریسک لازم را برای تحقق 
 
 رویاهای
 
 
 شان انجام دهند، سخت کار می کنند که آنچه را که دارند
 
از دست
 
 
ندهند